تبليغاتX
دمكراسي + صفر

دمكراسي + صفر

سياسي

آنچه را كه نبايد گفت

 ايران به لحاظ اوضاع سياسي  مراحل حساسي  را طي مي كند. و رفتار خشونت آميز حاكميت با اعتراضات خياباني منتقدين حاكميت را به يكديگر نزديك كرده است. بطوريكه مرزها  بين اصلاح طلبان داخلي و اپوزيسيون خارج از كشور كم رنگ تر از گذ شته شده است. اما بسياري از اقدامات مي تونند بر اين اتحاد نا نوشته اثر بگذارند.

خطاب من به كليه حاميان جنبش سبز است خصوصا كساني كه اين روزها  شعار سكولاريسم را سر مي دهند.

بازي با كلمات در دنياي واقعي پيامدهاي شگفت انگيزي دارد، خوب يا بد. بايد محتاط بود و با دقت پيش روي كرد. بخواهيم يا نخواهيم  موسوي و كروبي افرادي موثر در حركت اين جنبش هستند و بسياري از اصلاح طلبان سابق كه در زندانها به سر مي برند.نبايد انتظار داشت كه كساني كه تا ديروز از حكومت جمهوري اسلامي دفاع مي كردند شعار جهوري ايراني و سكولاريسم سر دهند نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه كساني كه همواره در پيروي از  آقاي خميني هميشه و هميشه كارشان نفرين بر اسرائيل بود امروز تابلو نه غزه نه لبنان را به دست بگيرند و با مردم در خيابان چنين شعاري سر دهند.

امروز فرياد سكولاريسم را سر داده و بهانه را براي برخورد با خويش بيش از بيش فراهم ساخته و نا خواسته دست و پاي برخي از اصلاح طلبان را مي بنديم چرا كه آنها حتي اگر قلبا از مواضع پيشين برگشته باشند نمي توانند به زبان بياورند. اين چه كاري است ؟ چه سودي دارد؟

كوتاه و خلاصه بگويم دمكراسي يعني  سپردن قدرت به دست نماينده واقعي مردم و آنگاه اراده مردم صورت عملي به خود خواهد گرفت . اگر قدرت به دست نماينده مردم باشد چه كسي خواهد توانست به نام دين با اراده مردم مخالفت كند.؟

بياييم اين را براي خود و ديگران  به طور واضح و روشن بيان كنيم كه حكومت هر نامي هم كه داشته باشد  ذاتا سكولار است چون آنچه عملي مي شود اراده حاكم ( رهبر) است . مگر اين حكومت اسلامي،  اقداماتش با اسلامي كه خودشان مدعي آن هستند سازگاري دارد؟  اعتراف گرفتن تحت شكنجه، سركوب كردن كوچكترين انتقاد از حاكمان، زندگي مرفه حاكمان در عين بي توجهي به وضعيت اقتصادي مردم، كدامش  مطابقت دارد با زندگي امامان و پيامبراني كه خودشان به عنوان الگو معرفي كرده اند؟ اين همه چاپلوسي كه در ميان مديران در لايه هاي مياني و بالاي حكومتي رواج پيدا كرده است آيا مغايرتي با دين ندارد.؟

همه و همه اينها خوب يا بد نتيجه اراده رهبران حكومت است و در حكومت تنها اين موضوع اهميت دارد كه قدرت به دست چه كسي است و آنگاه حكومت همانگونه خواهد بود كه قدرت اراده كند. حال اگر قدرت به دست نماينده اكثريت مردم باشد حكومت دمكراتيك خواهد بود و معني ندارد كه آنرا ديني بخوانند يا سكولار چون اراده اكثريت مرز مشخص و تعيين شده اي ندارد.   

آرزو هاي ما براي اصلاح وضعيت ايران بسيار است و گاها برخي موارد آن منع قانوني دارد. اما رسيدن به آنها لزوما نيازمند مطرح ساختن همه آنها نيست. رويكردهايي كه جنبش سبز پس از انتخابات پيش گرفته است بسيار جالب توجه است ليكن ادامه آن وابسته به هزينه اين رويكردها ست و چه بهتر كه كه ما در اين راستا حتي شعارها را نيز با دقت انتخاب كنيم و بعد از آن در پي ساختن رديف و قافيه براي آنها باشيم.

ما مي خواهيم كه تحولي اساسي در ساختار اين كشور صورت پذيرد

ما مي خواهيم تمامي مردم با هر مرام و آئيني با هر انديشه و عقيده اي با هر رنگ و نژاد و زباني  در كنار هم با حقوق برابر در اين كشور زندگي كنند .

ما مي خواهيم تمامي مسولين پاسخگوي اعمال خود باشند و كسي از انتقاد به مقامات از صدر تا ذيل نهراسد.

ما مي خواهيم در زندانهاي كشور ما متهمان از هر نوع شكنجه اي بدور باشند. و كسي را از داشتن وكيل و دادگاه عادلانه محروم نكنند.

ما مي خواهيم سياست خارجي كشور  در راستاي منافع ملي كشورمان باشد و از هر گونه تشنج زائي در منطقه به دور باشيم

ما مي خواهيم...

اما  نبايد گفت.

لزومي ندارد هزينه اقدامات خود را با خواسته هايي فراتر از انتظار حاكميت و مردمي كه جهت گيري سياسي روشني ندارند بالا ببريم

لزومي ندارد با شعار جمهوري ايراني خود را درگير بحثهايي كنيم كه چشم انداز روشني به رويش نيست.

به اعتقاد من كافي است همگي با استناد به قانون اساسي خواستار حق حاكميت مردم باشيم و تنها خواسته و شعار ما اين باشد كه انتخابات آزاد و سالم حق مردم ماست. پافشاري بر اين موضوع و اصرار بر تغيير قانون انتخابات هرچند به ظاهر امري جزئي به نظر مي رسد اما از تاثيرات شگرف آن در دراز مدت نبايد غافل بود.

سكولاريزم را رها كنيم و كارخانه شعار سازي عليه روسيه و غزه و لبنان را تعطيل كنيم. آنچه كه بايد به دنبالش برويم مردمسالاري است كه شرط لازمش انتخابات آزاد و عادلانه است واين مساله كه همه مسولين بايد منتخب مردم باشند به كرات در قانون اساسي آمده است. آب در كوزه است، گرد جهان گشتن از چه روست؟ مردمسالاري زمينه سازي براي رسيدن به همه آرزوهايي است كه ما براي سرزمينمان داريم. راهي كه هزينه ها را فوق العاده كاهش خواهد داد.

چون كه صد آيد نود هم پيش ماست اگر قدرت با دمكراسي به دست نمايندگان مردم افتد آنگاه مي توانيم تصميم بگيريم كه قوانين چگونه باشد و سياست خارجي مان را برمبناي چه اصولي قرار دهيم.

زنده باد دمكراسي

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 16:5  توسط محمد- ح  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 1:14  توسط محمد- ح  | 

سياست پدر و مادر ندارد

 

سالهاست كه پيگير مسائل سياسي هستم تا پيش از اين نيز راي به خاتمي را تنها راهي مي دانستم  كه شايد و صد البته شايد كمكي باشد به فرايند دمكراتيزاسيون در ايران.

در اين زمان اعتراف مي كنم كه واقعا در تحليل اين موضوع در مانده ام كه چرا مير حسين موسوي كانديداي انتخابات شد.!! اين مساله را سعي كردم بصورت منطقي براي خود تحليل كنم و باز بايد بگويم كه به هيچ وجه به اين مساله خوشبين نيستم. به عقيده من با توجه به وضعيت فعلي سه گزينه قابل پيش بيني است كه البته احتمال مورد نهايي بسيار كم است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:20  توسط محمد- ح  | 

اگر خاتمي بيايد

بسياري از منتقدان احمدي نژاد معتقدند وي نتوانسته است به شعارهايي كه پيش از انتخابات سر داده بود جامه عمل بپوشاند مواردي از جمله كاهش نرخ سود بانكي ( به زير ده درصد) افزايش اشتغال، كاهش فاصله طبقاتي، آوردن پول نفت به سفره هاي مردم و ... .  اما اين بي انصافي است كه همه اين ناكامي ها دليلي براي راي به خاتمي بدانيم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 16:16  توسط محمد- ح  | 

قدرت و اراده در حكومت الهي

----------(با عرض معذرت در  نوشتار قبلی اشتباهاتی وجود داشت که اصلاح شد)-------------------------

يك جامعه نيازمند دولتي است كه مانع هرج و مرج در آن شود حال هر هدفي را براي آن لازم بدانيم و ضرورت وجود آن به همان دليل نخست اثبات مي شود .

حال فرض مي كنيم همانگونه كه تئوري پردازان حكومت ديني مي گويند انسان مخلوق خداوند است و به هدفي عالي آفريده شده است و و لازم مي نمايد كه با آن دست پيدا كند مي پذيريم كه پيامبراني فرستاده شده اند، با برنامه اي براي رسيدن به آن مقصود عالي و البته لزوم اجراي آن برنامه ها وجوب حكومت الهي را به اثبات مي رساند .

پرسش اصلي از اينجا شروع خواهد شد كه چه كسي قدرت را بدست مي گيرد. هر چند براي پاسخ به اين سوال مي توان از دين و دستورات آن كمك گرفت اما بايد در نظر داشت كه پاسخ بايد به خود انسان و ظرفيتهاي او توجه داشته باشد .به عبارتي سوالهايي وجود دارد كه پاسخهايي روشن را مي طلبد و اگر دين بتواند به آن پاسخ دهد مي توان پذيرفت والا چنين حكومتي قابل قبول نيست .

فرض مي كنيم در يك دين به عنوان مثال اسلام رفتار يا پوشش خاصي توصيه شده است بنابراين :

در جامعه براي رواج اين امور چه بايد كرد ؟

اگر عده اي اراده اي بر خلاف اين دستورات داشتند و عملي بر خلاف آن انجام دادند چه مجازاتي را بايد در نظر گرفت ؟

چه كسي صلاحيت دارد اين مجازات را اعمال كند ؟

قدرت اعمال اين مجازات را از كجا بدست مي آورد ؟

اگر صاحب اين قدرت خود مرتكب خلاف شد چه فرد يا نهادي حق مجازات آنرا دارد ؟

قدرت اين فرد يا نهاد برتر از كجا آمده است ؟

در صورتي كه در اين قدرت برتر فسادي پديدار شود روش كنترل آن چگونه خواهد بود و به عبارتي اهرم كنترل كننده اين قدرت برتر چيست ؟

 بنابراين ابدا بحث بر سر اين مساله نيست كه آيا دستور الهي مورد قبول عامه مردم هست يا خير و اينكه تطابقي با حقوق بشر دارد يا نه. تنها مساله ضمانت اجراي آن است و اگر ضمانت درستي نداشته باشد و تئوري حكومت ديني فاقد پاسخي براي اين مساله باشد ابدا حكومت ديني نام نخواهد گرفت بلكه مي توان آنرا حكومت به اميد خدا  احتمالا ديني ناميد .

همانگونه كه در تئوري نظريه حكومت ديني مشاهده كرديم حكومت از خداوند به پيامبر اعطا شده است و از وي به امامان معصوم .

جالب توجه خواهد بود كه متذكر شويم تا اين مرحله ابدا لازم نيست پرسشهاي مطرح شده در بخش فوق را پاسخ دهيم (چرا؟)

همانطور كه مطرح شد رفتار غير مطلوب حاكم در اينجا منظور نامطلوب از نظر دين است ، ناشي از اراده و قدرت است و اگر قرار بر اجراي احكام ديني باشد لازم است اراده حاكم به طور قطع در جهت اجراي احكام دين باشد و البته لزوم ايجاد اراده مطلوب وجود آگاهي نسبت به احكام دين و عدم خطاپذيري و فساد در‌آن است و البته در مورد پيامبر و امامان كه در نظر شيعه به عصمت آنان قائل هستند هيچ مشكلي ايحاد نخواهد شد چرا كه هر دو عامل ( يا لااقل مهمترين عامل يعني اراده همواره مطلوب) وجود دارد بنابراين ابدا صحبت از كنترل قدرت كه هزينه هاي زيادي رابراي شهروندان دارد مطرح نيست و لزومي ندارد كه نگران اين موضوع باشيم و اگر شخصي وجود داشته باشد كه در حال حاضر در قيد حيات بوده و شرط عصمت را هم دارا باشد در اين صورت بازهم روش ساده تر اين است كه حكومت را با خيال آسوده به ايشان بسپاريم اما اگر چنين فردي را نشناسيم بايد به وجود آن اعتقادي نداشته باشيم – كه البته در اين دوران هيچ كسي چنين ادعايي ندارد كه معصومي را مي شناسد – سپردن اختيارات معصوم و قدرت بي كنترل به يك فرد چيزي جز بي سياستي نام نخواهد داشت .

همينكه سروكار ما به انسانهاي متوسط و جائزالخطا باشد مشكل سوء استفاده از قدرت پيش خواهد آمد و بطور حتم نيازمند چاره جويي است و ايرادي اساسي تئوري حكومت اسلامي – نه جمهوري اسلامي – كه براي راي مردم اعتباري قائل نيست و نظر ايشان را صرفا به نظر مشورتي تقليل مي دهد همين جاست كه ايشان صرفا بعضي ويژگيهاي اخلاقي را براي حاكم به عنوان شرط بيان مي كند و آنرا به عنوان دليل قاطع براي بروز اراده همواره مطلوب مي پندارد كه عملا ثابت شده اين چنين نبوده و نيست و انيكه بروز يك عمل نا مطلوب حاكم را خود به خود از مقام خود عزل مي كند هيچگونه ارزش علمي ندارد و فاقد ضمانت اجرايي است .

بنابراين در زمان حاضر كه همه انسانها، انسانهايي متوسط به حساب مي آيند حال كم و بيش خوب يا بد قبل از اينكه بدانيم و تصميم بگيريم كه حكومت ديني باشد يا سكولار يا هر چيز ديگر لازم است بدانيم كه چگونه بايد عمل كرد تا حكومت آنگونه كه قرار است باشد باقي بماند به عبارت ديگر به فرض ما قبول كنيم كه حكومت بايد حتما در جهت اجراي احكام دين و دستورات الهي باشد حال مساله اساسي اين است كه به چه راهي مي توان ضمانتي براي اجراي اين احكام توسط حاكم به وجود آورد و چه عاملي ديني ماندن حكومت را تضمين مي كند

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 0:43  توسط محمد- ح  | 

دمكراسي و دنياي احتمالات

 

 

آنچه مرا واداشت تا به نگارش اين مقاله اقدام كنم بحث هايي بود كه با آقاي شهود درباره دمكراسي داشتم.ظاهرا ايرادي كه به دمكراسي وارد است اين است كه هنوز تعريف مشخصي از آن ارائه نشده است و بسياري از ابهامات آن بي پاسخ مانده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 15:53  توسط محمد- ح  | 

گفتگو با شهود


به نظر من این یکی با بقیه فرق دارهَِ. من با علی( روحستان) و برخی دیگر نیز گفتگو داشتم و البته بیرون از دنیای مجازی نیز چنین جلساتی برایم پیش آمده بود اما این آدم فرق می کنه فکر می کنم در این بحث موفق تر از من بوده به خاطر همین مطالبش رو در ادامه می آورم و مایلم بدونم نظر دوستان در این مورد چیست . در ضمن این گفتگو در یک هفته صورت گرفته  و من همه را در اینجا جمع کردم. برای همه دوستان و جناب شهود آرزوی موفقیت می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 11:55  توسط محمد- ح  | 

قضاوت کنید

غرض از نوشتن اين مطلب اين است كه بدانم كساني كه از احمدي نژاد دفاع مي كنند چه توجيهي براي اين عمل خود دارند

1- بياد دارم او قبل از راي گيري ادعا كرده بود ايران آزاد ترين كشور دنيا در آزادي بيان ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 23:59  توسط محمد- ح  | 

دمکراسی + اسلام

 

در حال حاضر دولتهای متعددی در عرصه بین الملل وجود دارند که هر کدام بر بخشی از زمین حاکمیت دارد و اراده خود را بر آن تحمیل می کند.
آنچه كه به عنوان حقیقت ار آن ياد مي شود با آنچه که واقعیت دارد لزوما یکی نیستند میتوان سخن از جامعه آرمانی گفت و دو لتی را تصور کرد و در آن همه را شاد و سعادتمند فرض نمود یا اینکه می توان قصه پردازی و داستانسرایی کرد و حکومت ظلم را بدست شاهزاه ای نجیب بر انداخت و حکومت را بدان دادگر زمانه سپرد و همه مردم را در خوبی خوشی و صلح و صفا تصور کرد.
اما اگر رسیدن به جامعه آرمانی بر ما فرض شده است واقع بینی شرط اساسی گام نهادن در این مسیر است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 1:35  توسط محمد- ح  | 

پول و دمکراسی

دمكراسي، چيزي شبيه پول

 

دمكراسي راهي است براي كنترل قدرت و مانعي است براي جلو گيري از استبداد طلبي حاكم، كه بدون آن راهي براي كنترل قدرت وجود نخواهد داشت و به طبع ضمانتي براي اصول ديگر نيز نمي ماند.

همين مساله روي ديگري دارد و آن اينست كه دمكراسي را نمي توان از جنس شعارهاي ديگري همچون حقوق بشر آزادي بيان وآزادي مذهب و مواردي از اين قبيل دانست.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:2  توسط محمد- ح  |