آنچه را كه نبايد گفت
خطاب من به كليه حاميان جنبش سبز است خصوصا كساني كه اين روزها شعار سكولاريسم را سر مي دهند.
بازي با كلمات در دنياي واقعي پيامدهاي شگفت انگيزي دارد، خوب يا بد. بايد محتاط بود و با دقت پيش روي كرد. بخواهيم يا نخواهيم موسوي و كروبي افرادي موثر در حركت اين جنبش هستند و بسياري از اصلاح طلبان سابق كه در زندانها به سر مي برند.نبايد انتظار داشت كه كساني كه تا ديروز از حكومت جمهوري اسلامي دفاع مي كردند شعار جهوري ايراني و سكولاريسم سر دهند نمي توانيد انتظار داشته باشيد كه كساني كه همواره در پيروي از آقاي خميني هميشه و هميشه كارشان نفرين بر اسرائيل بود امروز تابلو نه غزه نه لبنان را به دست بگيرند و با مردم در خيابان چنين شعاري سر دهند.
امروز فرياد سكولاريسم را سر داده و بهانه را براي برخورد با خويش بيش از بيش فراهم ساخته و نا خواسته دست و پاي برخي از اصلاح طلبان را مي بنديم چرا كه آنها حتي اگر قلبا از مواضع پيشين برگشته باشند نمي توانند به زبان بياورند. اين چه كاري است ؟ چه سودي دارد؟
كوتاه و خلاصه بگويم دمكراسي يعني سپردن قدرت به دست نماينده واقعي مردم و آنگاه اراده مردم صورت عملي به خود خواهد گرفت . اگر قدرت به دست نماينده مردم باشد چه كسي خواهد توانست به نام دين با اراده مردم مخالفت كند.؟
بياييم اين را براي خود و ديگران به طور واضح و روشن بيان كنيم كه حكومت هر نامي هم كه داشته باشد ذاتا سكولار است چون آنچه عملي مي شود اراده حاكم ( رهبر) است . مگر اين حكومت اسلامي، اقداماتش با اسلامي كه خودشان مدعي آن هستند سازگاري دارد؟ اعتراف گرفتن تحت شكنجه، سركوب كردن كوچكترين انتقاد از حاكمان، زندگي مرفه حاكمان در عين بي توجهي به وضعيت اقتصادي مردم، كدامش مطابقت دارد با زندگي امامان و پيامبراني كه خودشان به عنوان الگو معرفي كرده اند؟ اين همه چاپلوسي كه در ميان مديران در لايه هاي مياني و بالاي حكومتي رواج پيدا كرده است آيا مغايرتي با دين ندارد.؟
همه و همه اينها خوب يا بد نتيجه اراده رهبران حكومت است و در حكومت تنها اين موضوع اهميت دارد كه قدرت به دست چه كسي است و آنگاه حكومت همانگونه خواهد بود كه قدرت اراده كند. حال اگر قدرت به دست نماينده اكثريت مردم باشد حكومت دمكراتيك خواهد بود و معني ندارد كه آنرا ديني بخوانند يا سكولار چون اراده اكثريت مرز مشخص و تعيين شده اي ندارد.
آرزو هاي ما براي اصلاح وضعيت ايران بسيار است و گاها برخي موارد آن منع قانوني دارد. اما رسيدن به آنها لزوما نيازمند مطرح ساختن همه آنها نيست. رويكردهايي كه جنبش سبز پس از انتخابات پيش گرفته است بسيار جالب توجه است ليكن ادامه آن وابسته به هزينه اين رويكردها ست و چه بهتر كه كه ما در اين راستا حتي شعارها را نيز با دقت انتخاب كنيم و بعد از آن در پي ساختن رديف و قافيه براي آنها باشيم.
ما مي خواهيم كه تحولي اساسي در ساختار اين كشور صورت پذيرد
ما مي خواهيم تمامي مردم با هر مرام و آئيني با هر انديشه و عقيده اي با هر رنگ و نژاد و زباني در كنار هم با حقوق برابر در اين كشور زندگي كنند .
ما مي خواهيم تمامي مسولين پاسخگوي اعمال خود باشند و كسي از انتقاد به مقامات از صدر تا ذيل نهراسد.
ما مي خواهيم در زندانهاي كشور ما متهمان از هر نوع شكنجه اي بدور باشند. و كسي را از داشتن وكيل و دادگاه عادلانه محروم نكنند.
ما مي خواهيم سياست خارجي كشور در راستاي منافع ملي كشورمان باشد و از هر گونه تشنج زائي در منطقه به دور باشيم
ما مي خواهيم...
اما نبايد گفت.
لزومي ندارد هزينه اقدامات خود را با خواسته هايي فراتر از انتظار حاكميت و مردمي كه جهت گيري سياسي روشني ندارند بالا ببريم
لزومي ندارد با شعار جمهوري ايراني خود را درگير بحثهايي كنيم كه چشم انداز روشني به رويش نيست.
به اعتقاد من كافي است همگي با استناد به قانون اساسي خواستار حق حاكميت مردم باشيم و تنها خواسته و شعار ما اين باشد كه انتخابات آزاد و سالم حق مردم ماست. پافشاري بر اين موضوع و اصرار بر تغيير قانون انتخابات هرچند به ظاهر امري جزئي به نظر مي رسد اما از تاثيرات شگرف آن در دراز مدت نبايد غافل بود.
سكولاريزم را رها كنيم و كارخانه شعار سازي عليه روسيه و غزه و لبنان را تعطيل كنيم. آنچه كه بايد به دنبالش برويم مردمسالاري است كه شرط لازمش انتخابات آزاد و عادلانه است واين مساله كه همه مسولين بايد منتخب مردم باشند به كرات در قانون اساسي آمده است. آب در كوزه است، گرد جهان گشتن از چه روست؟ مردمسالاري زمينه سازي براي رسيدن به همه آرزوهايي است كه ما براي سرزمينمان داريم. راهي كه هزينه ها را فوق العاده كاهش خواهد داد.
چون كه صد آيد نود هم پيش ماست اگر قدرت با دمكراسي به دست نمايندگان مردم افتد آنگاه مي توانيم تصميم بگيريم كه قوانين چگونه باشد و سياست خارجي مان را برمبناي چه اصولي قرار دهيم.
زنده باد دمكراسي
